X
تبلیغات
پیکوفایل
رایتل

وبلاگ خبری خوی

دستچین خبر و مطالب خواندنی از سراسر جهان , خبرهای آذربایجان , خبرهای خوی , ایران و جهان در وبلاگ خبر خوی , Xoyun Xəbər Veblogı

سال 70قرار شد آب دریاچه را به خوی و سپس از طریق ارس به خزر ببرند

دریاچه ارومیه xoy.ir خوی khoyli.com
"...قرار بود کانالی حفر شود که آب دریاچه را به خوی برسانند و از آنجا وارد ارس کرده و به خزر بریزند تا دریاچه ارومیه تخلیه شود..."

کابوس سونامی نمک نزدیکتر می شود XOY.IR وبلاگ خبری خویبحران دریاچه ارومیه به این زودی‌ها حل نمی‌شود، حتی ممکن است هیچ‌گاه حل نشود و وضع آن به مراتب از این هم بدتر شود. نیاز آبی این دریاچه با میزان آبی که رودخانه‌ها برای آن می‌آورند بسیار متفاوت است، در این میان هرکس یکی از عوامل را علت اصلی به خشکی رفتن این دریاچه، می‌داند. مسوولان، خشکسالی را علت‌العلل همه این بحران می‌دانند و برخی توسعه نامتوازن، افزایش بی‌رویه زمین‌های کشاورزی و جمعیت را دلیل این امر به حساب می‌آورند. اما طرفداران و کارشناسان محیط‌زیست در کنار افزایش زمین‌های کشاورزی، سدسازی‌های بی‌رویه را روی رودخانه‌هایی که به دریاچه می‌ریختند جزو اصلی‌ترین علت‌های بحران دریاچه ارومیه اعلام می‌کنند. محمد درویش کارشناس ارشد محیط‌زیست و عضو هیات علمی موسسه تحقیقات جنگل‌ها و مراتع کشور جزو این گروه است. او در این گفت‌وگو آمارهای اعلام شده از میزان آب ذخیره شده در پشت سدهای حوضه آبریز دریاچه ارومیه را بسیار بیشتر از آنچه مسوولان گفته‌اند اعلام می‌کند.

جناب درویش! واقعا چه دلیلی دارد وقتی آب لازم برای کشاورزان و آب شرب مردم شهرها و روستاها مورد نیاز است، اجازه دهیم آب پشت سد رها شده و به دریاچه ارومیه یا تالاب‌ها ریخته شود؟ در قضیه دریاچه ارومیه هم مسوولان می‌گویند کل آب پشت سدهای دریاچه در نهایت 650میلیون مترمکعب است و اگر همه آن آزاده شده و به دریاچه ریخته شود باز هم هیچ کمکی به وضعیت بحرانی آن نخواهد کرد چون نیاز آبی دریاچه 10 تا 15میلیارد مترمکعب است. نظر شما چیست؟
آمارهایی که خود دولت ارایه داده است با آمارهایی که الان اعلام شده و می‌شود تناقض دارد. خود مسوولان سازمان آب منطقه‌ای استان آذربایجان‌غربی در کتابچه‌ای که در سال 80 منتشر کردند گفته‌اند توان ما برای تنظیم آب در حوضه آبخیز دریاچه در حدود 3/2میلیارد مترمکعب است، این فقط برای سدهایی است که تا سال 80 ساخته شده، در حالی که از آن زمان تاکنون باز هم سدهای دیگری بر رودخانه‌های منتهی به دریاچه احداث شده است.
یعنی این ادعای سازمان آب منطقه‌ای استان که کل حجم آب پشت سدها را 650میلیون مترمکعب اعلام می‌کند، غیرواقعی است؟
بله این ادعا واقعیت ندارد و منطبق بر واقعیت نیست. من دلیل دیگری برای رد این ادعا هم دارم، در مهر‌ماه سال 87 تعداد زیادی از مسوولان بلندپایه کشوری مرتبط با دریاچه و منطقه در تفریحگاه باری در کنار دریاچه جمع شدند، که در میان آنها فتاح وزیر وقت نیرو، اسکندری وزیر وقت کشاورزی، خانم جوادی رییس وقت سازمان حفاظت از محیط‌زیست و استانداران آذربایجان‌های شرقی، غربی و کردستان بودند. در آن جلسه یک معاهده و توافق نامه امضا کردند که هدف آن بهبود و احیای وضعیت دریاچه ارومیه بود. یکی از بندهای مهم این تعهدنامه این بود که حقابه اکولوژیکی یا کمینه آب مورد نیاز دریاچه تعیین شود و سه استان درگیر موظف شوند این حقابه را بپردازند. یک گروه کارشناسی با کمک چند مستشار خارجی در حدود هشت‌ماه کار کردند که با محاسبه میزان جمعیت، میزان اراضی کشاورزی و میزان منابع آبی هر استان حقابه دریاچه هر استان را تعیین کردند، نتیجه آن هم این بود که استان آذربایجان غربی از مجموع 1/3میلیارد مترمکعب آب مورد نیاز دریاچه باید 8/1میلیارد را تامین بکند، آذربایجان شرقی نزدیک به 300میلیون مترمکعب و کردستان 950میلیون مترمکعب، یعنی آن مسوولانی که تعهدنامه باری را نوشته و امضا کردند و این گروه کارشناسی با حمایت خود آنها فعالیت می‌کرد، براساس میزان منابع آبی پشت سدها میزان این حقابه‌ها را تعیین کردند، مطمئنا حقابه‌های تعیین شده برای هر استان با محاسبه میزان آب پشت سدها اعلام شده است. حال چطور ممکن است در سال 87 براساس معاهده‌ای امضاشده میان برخی از بلندپایه‌ترین مسوولان کشوری مرتبط با این موضوع، این سه استان موظف شدند 1/3میلیارد مترمکعب حقابه دریاچه را تامین کنند اما حالا اعلام می‌شود کل آب پشت سدها 650میلیون مترمکعب است؟ همین چند روز پیش برخی از مسوولان سازمان محیط‌زیست از جمله علی نظری‌دوست رییس طرح ملی تالاب‌ها، مقدسی مدیر دفتر زیستگاه‌ها و دکتر باقرزاده‌کریمی کارشناس مسوول تالاب‌ها همه بر لزوم تامین حقابه اعلام شده در معاهده باری تاکید می‌کردند. اینها نشان‌دهنده این است که آب مورد نیاز وجود دارد و اگر غیر از این بود چرا چنین حقابه‌ای تعیین شد؟ چرا حالا مسوولان این را انکار می‌کنند. جالب اینکه میزان
تعیین شده هم کمترین حقابه مورد نیاز دریاچه در حد نیازهای اکولوژیکی دریاچه است، به نظر می‌رسد مدیران ارشد استانی به جای اینکه به این نظر کارشناسی تمکین کنند در حال چانه‌زنی برای کاهش سهم تعیین شده استان خود برای نیاز دریاچه هستند. صحبت‌های آقای کردوانی هم که می‌گوید این دریاچه مرده است نیز به این آقایان کمک می‌کند، این حرف‌ها موضع این مسوولان را تقویت می‌کند با این استدلال ساده‌اندیشانه که چرا ما آب شیرین را در دریاچه شور ارومیه هدر بدهیم.
چند سد در حوضه آبریز دریاچه تاکنون احداث شده یا در حال ساخت است. شما آماری از آنها در دست دارید؟
براساس اطلاعات سایت سازمان مدیریت آب کشور 36سد در این منطقه است، البته برخی از آنها سدهای کوچک است. حدود 40سد نیز در دست ساخت و طراحی است، قرار بر این بود که حوضه آبریز دریاچه ارومیه تا پایان برنامه پنج ساله پنجم صاحب 80سد شود که البته با دستور وزیر نیرو همه این سدهای در دست ساخت متوقف شده‌اند. حال باید پرسید اگر سد‌سازی ربطی به خشک‌شدن دریاچه ندارد، چرا ساخت بقیه سدها به دستور وزیر، در این حوضه آبریز متوقف شده است.
مسوولان ادعا می‌کنند سد‌سازی تنها عامل پنج درصد از بحران دریاچه است، یعنی اگر این سدها نبود باز هم وضع دریاچه تفاوت چندانی با وضعیت امروزی نداشت، به نظر شما این ادعا درست است؟
من فکر می‌کنم سدهای ساخته شده بین 25 تا 30درصد در به وجود آمدن این بحران نقش دارند، 40درصد کشاورزی و استفاده بی‌رویه از سفره‌های آب‌ زیرزمینی و بقیه هم خشکسالی. در حقیقت می‌توان گفت متهم ردیف اول بحران دریاچه ارومیه، کشاورزی سنتی و بی‌برنامه، متهم ردیف دوم سدسازان و مدیریت منابع آب حوضه آبخیز و متهم ردیف سوم هم خشکسالی و تغییر اقلیم است، یعنی در حقیقت 70درصد عامل انسانی و 30درصد عامل طبیعی.
در صورتی که مسوولان معتقدند این وضعیت برعکس است یعنی آنها عوامل خشک شدن دریاچه را 30درصد عامل انسانی و 70درصد طبیعی و خشکسالی می‌دانند، علت این همه تفاوت در آمارها چیست؟
کاش مسوولان به همین هم راضی می‌شدند، مسوولان مختلف چنان آمارهای مختلفی ارایه می‌دهند که هیچ شباهتی بین‌شان وجود ندارد. علی ذبیحی مقام مسوول در وزارت‌نیرو 15شهریور گفته بود، عامل 97درصد بحران دریاچه ارومیه خشکسالی است. عطارزاده دیگر مقام مسوول این وزارتخانه در همین تاریخ و در همین جلسه سهم خشکسالی را 70درصد اعلام کرد. همین عطارزاده هفته قبل گفته بود بین 63 تا 67درصد خشکسالی مقصر است، وزیر نیرو 22تیر گفته بود خشکسالی 84درصد مقصر است، همین وزیر قبل از این سهم این عامل را 67درصد ذکر کرده بود. رییس محیط‌زیست اخیرا گفته بود 60درصد خشکسالی مقصر است، این همه تفاوت خود گویای نکته‌های بسیاری است.
دکتر کردوانی در مصاحبه با ما از جمع کردن نمک دریاچه گفته است، برخی از منتقدان این نظر صحبت‌های او را نقد کرده‌اند، در حالی که دکتر کردوانی وقتی از جمع کردن نمک‌ها سخن گفته است نه به دلیل سود‌آوری فروش نمک بلکه از این منظر گفت که در آینده این حجم بالای نمک به یک مساله بزرگ زیست‌محیطی بدل خواهد شد. زمانی که با ادامه خشکی دریاچه بلورهای نمک کنونی به ذره‌های ریز تبدیل شده و با باد به اطراف منتقل شوند و زمین‌های کشاورزی منطقه را شوره زار کنند، این حرف به نظر شما غیرمنطقی است؟
این نمک در حدود 10میلیارد تن است، بهترین راه مهار این نمک برای اینکه به یک معضل زیست‌محیطی تبدیل نشود این است که آن دریاچه احیا شود و نمک‌ها دوباره به زیر بستر آب دریاچه بروند، این بهترین، معقول‌ترین، زودبازده‌ترین و کم‌هزینه‌ترین راه مقابله با معضل زیست‌محیطی نمک دریاچه است. اگر فرض را بر این بگیریم که این نمک‌ها با استفاده از کامیون‌های 10 تنی جمع شده و به خارج از منطقه حمل شوند، ما نیاز به یک میلیارد کامیون داریم، حالا اینکه این نمک‌ها بعد از حمل به کجا برده شوند نیز خود داستان دیگری است.
اما همین الان در معادنی که نمک مورد نیاز کشور از آنها تامین می‌شود، با هزینه‌هایی به مراتب بیشتر، کوه‌های بزرگ را تراشیده و با دستگاه‌های سنگین اعم از لودر و بولدوزر و کامیون و دریل، نمک با خلوص پایین را استحصال کرده و بعد از تصفیه می‌فروشند، عملیاتی که بسیار پر هزینه است، حال آنکه نمک دریاچه با خلوص و کیفیت بالا در بستری صاف و بدون مانع ریخته شده و به راحتی می‌توان آن را جمع کرد و به بازارهای مصرف داخلی و خارجی عرضه کرد؟
قبول است، اما مگر ما کمبود نمک در کشور داریم، این معادن نمکی که شما می‌گویید پر هزینه است اما محل‌های راحت‌تری از دریاچه ارومیه هم هست، به عنوان مثال دریاچه نمک قم و حوض سلطان در فاصله بسیار نزدیک به پایتخت، حوضه آبخیز ده میلیون هکتاری هم دارد که دو برابر حوضه آبخیز دریاچه ارومیه است، 95درصد نمک آنجا هنوز استحصال نشده. علاوه بر این دریاچه بختگان هم بالغ بر 112هزار هکتار است که الان از آن یک کفه نمکی بر جا مانده و نمک آن برداشت نشده است، از آن بیشتر دریاچه مهارلو در نزدیکی شیراز است که سال‌ها هم از نمک آن برداشت شده اما هنوز بیش از 90درصد نمک آن هنوز برداشت نشده، چیزی که در کشور ما زیاد است، نمک است. ما هیچ وقت با محدودیت نمک مواجه نخواهیم شد.
بحث اینجا مربوط به کمبود یا محدودیت و نیاز به نمک نیست، حرف این است اگر این نمک جمع نشود منطقه را به شوره‌زار بدل خواهد کرد، الان بلور است اگر جمع نشود به ذرات ریز تبدیل می‌شود مشابه دریاچه آرال.
مثال آرال خوب است، کشور شوروی قدرت نرم افزاری و سخت افزاری بیشتری از ما داشت، آیا توانست آن نمک‌ها را جمع کند؟ یا دریاچه جلیله در فلسطین اشغالی، اسراییل توانست نمک‌ها را جمع کند؟ در آمریکا در اونز توانستند نمک‌ها را جمع کنند یا اصلا به این فکر افتادند که باید نمک‌ها را جمع کرد؟ این کار نابخردانه است و صرفه اقتصادی هم ندارد. در بعضی کشورها مثل انگلستان و آلمان که با کمبود شدید نمک مواجه‌اند می‌ارزد که برای به دست آوردن نمک، چنین کاری بکنند اگر هدف فروش نمک است جاهای دیگری هم هست، چرا سراغ آنها نرویم؟
اساسا آیا این بحث که گفته می‌شود چرا اجازه دهیم آب شیرین رودخانه‌ها به دریاچه‌های شوری مثل ارومیه یا تالاب‌ها بریزد منطقی هست؟ به نظر شما این حرف از کجا نشات گرفته است؟
در سال70، سازمان آب منطقه‌ای استان آذربایجان‌شرقی و دانشگاه تبریز همایشی با عنوان بررسی علل شوری زمین‌های شرق دریاچه، در تبریز برگزار کردند. همه حرف آن همایش این بود که چه کنیم که جلو رشد غده سرطانی به اسم دریاچه ارومیه را بگیریم. آنها می‌گفتند آب این دریاچه در حال زیاد شدن است و زمین‌ها را شور می‌کند. یکی از اساتید بنام دانشگاه تبریز همان زمان طرحی ارایه داد که باید جلو هدر رفتن سالانه میلیاردها مترمکعب آب شیرینی را که به این دریاچه می‌ریزد بگیریم! استادی دیگری طرحی ارایه داد که براساس آن قرار بود کانالی حفر شود که آب دریاچه را به خوی برسانند و از آنجا وارد ارس کرده و به خزر بریزند تا دریاچه ارومیه تخلیه شود. امسال طرح‌های میلیون دلاری برای تامین آب دریاچه در دست است اما 20سال قبل طرح وارونه‌ای برای تخلیه کردن دریاچه بود، نتیجه آن افراط‌ها وضعیت کنونی است، کانال حفر نکردند اما به جای آن روی همه رودخانه‌های منتهی به دریاچه، سد احداث شد و مانع ریختن آب به دریاچه شدند. ورودی آورد آب به دریاچه به صفر رسیده است. در هیچ کدام از پروژه‌های سد‌سازی منطقه یک لیتر حقابه زیست‌محیطی هم برای دریاچه لحاظ نشد، دلیل بحران دریاچه هم همین مساله است.
آقای کردوانی در آن مصاحبه گفته بود طرفداران محیط‌زیست کارشناس نیستند، او گفت شما می‌گویید مردم و زمین‌های کشاورزی آب نداشته باشند اما ما آب را رها کنیم تا به دریاچه و تالاب‌ها بریزد، مثالی هم زد به این شکل که شما برای نظافت و خورد و خوراک خود آب نداشته باشید اما باغچه خانه‌تان سرسبز و پرگیاه باشد. آیا واقعا شما و دیگر طرفداران محیط‌زیست این‌گونه فکر می‌کنید؟

این یک اتهام است، اینکه گفته شود طرفداران محیط‌زیست و منابع طبیعی افراد کم‌سواد و احساساتی هستند توهین به ماست، کمتر فعال محیط‌زیستی را می‌توان نام برد که مخالف توسعه باشد. کسی از ما مخالف توسعه نیست، ما می‌گوییم توسعه باید در حد و اندازه‌های توان بوم شناختی سرزمین و منابع کشور باشد، اگر چیدمان توسعه دریاچه ارومیه براساس توانمندی‌های اکولوژیک و بوم شناختی آن انجام می‌شد، هرگز دچار این بحران نمی‌شد، وقتی به گفته خود مسوولان راندمان آبیاری در کشاورزی 30درصد است و 70درصد آن هدر می‌رود، وقتی ضایعات محصولات کشاورزی 20درصد است چون تکنیک‌های بسته‌بندی و سردخانه و دپو مشکل دارد، آیا بهتر نیست هزینه‌های میلیاردی برای ساخت سدهای جدید صرف می‌کردیم تا بخش کشاورزی را به لحاظ آبیاری با راندمان بالا، بسته‌بندی، سردخانه و توزیع ارتقای نرم افزاری می‌دادیم؟ ما اولویت‌ها را گم کرده‌ایم، اگر اینها رعایت می‌شد و مشکل در رابطه با حوضه‌ای بود که راندمان آبیاری آن در حد میانگین جهانی 50 تا 55درصد بود و ضایعات غذایی هم کمتر از پنج درصد بود و باز هم با بحران آب برای شرب مواجه می‌شدیم، هیچ طرفدار محیط‌زیستی نمی‌گوید آب را در اختیار طبیعت قرار دهید. ما از آب بد استفاده می‌کنیم، اگر استفاده ما از آب استاندارد می‌بود با نیمی از این آب، همه این کارها را می‌توانستیم انجام دهیم. وسعت اراضی کشاورزی در حوضه آبریز دریاچه به 68هزار هکتار رسیده است، این مقدار در ابتدای دهه شصت 320هزار هکتار بود. با این کار 6/3میلیارد مترمکعب برداشت آب اضافی برای حوضه تعیین شد، در حالی که هیچ منبع جدیدی از آب معرفی نشده است، این آب هم از حقابه دریاچه برداشت شد، کل آب قابل استحصال در حوضه آبریز دریاچه 2/7میلیارد بود و کل آبی که وارد دریاچه می‌شد تا 5/5میلیارد مترمکعب بود. پس علت خشکی دریاچه برخلاف توانمندی بوم شناختی سرزمین است، اینکه دکتر کردوانی گفته است خشک شدن دریاچه ارومیه طبیعی است و روال طبیعی اکوسیستم‌هاست، یک استدلال بسیار خطرناک و دستاویز مهلکی می‌تواند در اختیار طبیعت‌ستیزان توسعه‌سالار قرار دهد تا کار خود را توجیه کنند.


صدرا محقق/ محمد درویش روزنامه شرق

تاریخ ارسال: 1390/07/11 ساعت 10:14 | نویسنده: Xoy Oğli | چاپ مطلب
نظرات (0)
برای نمایش آواتار خود در این وبلاگ در سایت Gravatar.com ثبت نام کنید. (راهنما)
نام :
پست الکترونیک :
وب/وبلاگ :
ایمیل شما بعد از ثبت نمایش داده نخواهد شد